تبليغاتX
گروه انجمن منجیان
» قمر بنی هاشم

قمر بنی هاشم

وقتی که جهــان زعشق واحساس افتاد

گلبـــرگ گلی زشــــاخه ی یـاس افتاد

شـــد بــــال صعـود جمله ی عـالمیــان

آن دست که از پـیکـــر عبـــــاس افتاد

نوشته شده توسط انجمن منجیان در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 ساعت 4:9 بعد از ظهر | لینک ثابت |
»
عیدسعید قربان  بر تمام عاشقان و عارفان مبارک باد
نوشته شده توسط انجمن منجیان در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389 ساعت 6:44 بعد از ظهر | لینک ثابت |
»

دیوانه واقعی کیست؟

تکبر

روزی از روزها که پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله از کوچهای عبور می کرد، عده ای از مردم را دید که در آنجا جمع شده اند. حضرت از آنها پرسید: بر گِرد چه جمع شده اید؟

عرض كردند: دیوانه‏اى است كه اعمال جنون‏آمیز و خنده‏آورش مردم را متوجه خود ساخته.

پیامبر آنها را به سوی خود فراخواند و فرمود:

او مریض است و دیوانه نیست. اما مى‏خواهید دیوانه واقعى را به شما معرفى كنم؟

همه خاموش بودند و با تمام وجودشان گوش مى‏دادند. عرض كردند: بفرمایید، اى رسول خدا! حضرت فرمود:

إنّ المَجنونَ حَقَّ المَجنونِ المُتَبَختِرُ فی مِشیَتِهِ، النّاظِرُ فی عِطفَیهِ، المُحَرِّكُ جَنبَیهِ بمَنكِبَیهِ، یَتَمَنّى علَى اللّهِ جَنَّتَهُ و هُو یَعصیهِ، الذی لا یُؤمَنُ شَرُّهُ و لا یُرجى خَیرُهُ فذلكَ المَجنونُ و هذا المُبتَلى. (الخصال، ص 332)

دیوانه حقیقى كسى است كه با تكبر و غرور راه مى‏رود، متكبّرانه به دو طرف خود نگاه مى‏كند و پهلوهایش را با شانه هایش حركت مى دهد. نافرمانى خدا مى كند و با این حال بهشت او را آرزو مى كند. كسى از شرّ او ایمن نیست و به خیرش امیدى نمى رود. پس دیوانه واقعى او است و این را كه دیدید تنها یك بیمار است.

خوب که نگاه میکنیم میبینیم که انگار پیامبر خدا این کلمات را همین امروز برای ما فرستاده است و با دیدن آدمهای دور و بر ما آنها را دیوانه نامیده. آدمهایی که چنان با تکبر و غرور راه میروند که انگار همین الان مستقیما از دماغ فیل افتاده اند و تافته جدا بافتهاند. آدمهایی پفکی که شاید وزن انسانیتشان قدر یک پف فیل هم نمیشود، اما به اندازه یک بادکنک بزرگ ادعا دارند.

واقعا هم که چنین افرادی دیوانه‌اند و خنده دار! راستی چرا مردم به حرکات دیوانهها می خندند؟ حتما به خاطر این است که کارهای آنها با واقعیت جور در نمیآید و ریشه عقلایی ندارد. پس آدم متکبر هم به همین دلیل خنده دار است.

چه خنده دار است وقتی بدانیم که یک موجودی با شش هزار سال عبادت تنها به خاطر غرور و تکبر، خود را از اوج بندگی به نهایت پستی میکشاند. قرآن میگوید: وقتی خدا فرمان داد که به آدم سجده كنید! همگى سجده كردند جز ابلیس كه سر باز زد و تكبر ورزید، (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد. (بقره، 34)

چه گناه بدی است این تکبر که بنده را تا سر حد کفر هم پیش می برد. پس باید حقیقتا از این رذیله زشت اخلاقی ترسید و عاقلانه عمل کرد.

امام على علیه السلام میفرماید: «از تكبّر بپرهیزید كه آن بزرگترین گناه، نكوهیده ترین عیبها و زیور ابلیس است.»( غرر الحكم، ح 2652)

باز هم شیطان به عبادت شش هزارسالهاش مغرور شد و چنین کرد. اما خندهدارتر از آن کسی است که تا حساب مالیش اندکی تپل میشود، بر دیگران فخر میفروشد. تا به پست و مقامی میرسد باد به غبغب میاندازد و هیچ خدایی را بنده نیستد. تا کمی بر معلوماتش افزوده میشود از بالای عینک به دیگران نگاه میکند و همه را نادان و سفیه به حساب میآورد. تا مدرک لیسانسش به فوق ارتقا مییابد و مدرک کارشناسی ارشدش به دکترا میرسد، دستی به سر و روی عقایدش میکشد و دیگران را عوام الناس و نفهم به حساب میآورد. تا نامش بر روی زبانها میافتد و در حرفه خود اندکی شهرت مییابد دیگر زیر بلیط هیچ متخصصی نمیرود و سخن هیچ خبرهای را بر نمیتابد. تا اولین کتابش از زیر چاپ بیرون میآید همه کتابهای پیش از خود را اراجیفی به درد نخور معرفی میکند. تا اولین فیلمش اکران میشود فیلمهای دیگر را بی ارزش میشمارد. تا اولین کاستش بیرون میآید صدای دیگران را غار غار میشنود.

امام على علیه السلام می فرماید: «از تكبّر بپرهیزید كه آن بزرگترین گناه، نكوهیده ترین عیبها و زیور ابلیس است»

تازه به دوران رسیدههایی که گوی سبقت را از متکبران حرفهای هم میربایند و پیشتر از همه خودبرتر بین اند.

خدا نکند که چنین افرادی به جایی برسند که اگر هم نرسند باز تکبر خود را دارند. امام صادق علیه السلام میفرماید:

تكبّر گاهى در دون پایه ترین افراد جامعه و از میان هر قشرى از مردم یافت مىشود. روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله از یكى از كوچههاى مدینه مىگذشت. زن سیاهى در وسط كوچه سرگین جمع مىكرد. به آن زن گفتند: از سر راه رسول خدا صلى الله علیه و آله كنار برو. زن گفت: راه پهن است. او از طرف دیگر برود. یكى از مردم خواست او را كنار زند، اما پیامبر فرمود: رهایش كنید؛ او زنى متكبّر است.( بحار الأنوار، ج 73، ص 209)

تکبر

بزرگی می گفت سالها پیش گذرم به یک دستشویی بین راهی افتاد. دم در دستشویی فردی نشسته بود و چند آفتابه پر از آب کنار خودش گذاشته بود. رفتم یکی از آنها را بردارم که با چوب دستیش بر روی آن زد و گفت: این را برندار. آنرا که من می گویم بردار. گفتم: چه فرقی می کند. گفت: فرقش این است که من می گویم!

بنابراین باید دانست که این اخلاق ناپسند تنها دامنگیر ثروتمندان و دانشمندان و فرهیختگان و هنرمندان و سیاسیون و بزرگان اصناف مختلف نیست. بلکه آتشی است که ممکن است در دل هر انسانی نفوذ کند. با این تفاوت که هر چه جایگاه انسان بالاتر باشد زشتی آن بیشتر نمایان خواهد شد.

بگذارید به همان نشانههایی که پیامبر خدا در این روایت کوتاه به ما نشان داده بازگردیم. اولین نشانه در روش زندگی نمایان میشود. پیامبر در این روایت فرمود: «دیوانه حقیقى كسى است كه با تكبر و غرور راه مى‏رود.»

مسلما تکبر تنها در راه رفتن خلاصه نمیشود و مقصود پیامبر چیزی فراتر از آن یعنی «مشی و روش متکبرانه» است. چراکه راه رفتن متکبرانه هم نشانهای است از نفوذ چنین رذیلهای در دل و جان انسان.

دومین نشانه انسان متکبر خود برتر بینی و دیگر ریز بینی است. چراکه اندیشه او از خودش فراتر نمیرود. پیامبر فرمود: چنین کسی «متكبّرانه به دو طرف خود نگاه مى‏كند» و تنها خود را میبینند و بس. تازه اگر هم چشمان مبارکش دیگران را ببیند، بسیار ریز و حقیر و پست میانگارد. عینکی که او بر چشمانش زده است یا دیگران را کوچک و ریز نشان میدهد و یا به شکل موجوداتی پست و حقیر.

سومین نشانهای که پیامبر برای انسان متکبر مطرح کرده خودنمایی و جلب توجه دیگران است. حضرت فرمود: چنین کسی «پهلوهایش را با شانههایش حركت مىدهد.» مثل بعضیها که تا دو روز نشده که به باشگاه بدنسازی سر زدهاند، لباس تنگی به تن میکنند و چنان راه میروند که انگار پنج تا هندوانه بزرگ زیر بقل زدهاند.

یا مثل بعضی دیگر که وقتی وارد جمعی میشوند موبایل را به دست میگیرند و آسمان بازار را به ریسمانش میدوزند و خود را بزرگترین سرمایهدار دنیا جا میزنند. از قبل هم با چند نفر هماهنگ میکنندکه زنگ خور موبایلشان را افزایش دهند تا بتوانند در مهمانی خانوادگی به تعداد زنگها بنازند.

چهارمین ویژگی متکبران توقع بیجا و فراوان آنها است. آنها نه فقط از مردم و جامعه، بلکه از خدا هم توقع نابجا دارند. پیامبر میفرماید: چنین فردی «نافرمانى خدا مىكند و با این حال بهشت او را آرزو مى كند.»

پنجمین ویژگی این افراد این است که بی خاصیت و آزار دهنده اند. حضرت در ادامه روایت میفرماید: «كسى از شرّ او ایمن نیست و به خیرش امیدى نمى رود.»

بنابراین دیوانگان واقعى متکبران اند و دیوانگان ظاهری بیمارانی بیش نیستند. پس چه بد دردی است این تکبر وامانده!

 

سید مصطفی بهشتی – گروه دین و اندیشه تبیان

 

نوشته شده توسط انجمن منجیان در شنبه سوم مهر 1389 ساعت 3:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
» تقدیم به خدا جان

تنها توئی تنها توئی در خلوت تنهائی ایم

تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوائی ام

نوشته شده توسط انجمن منجیان در پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 ساعت 4:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |
»
بی نیازی اندک داشتن و بدان خشنود بودن است.امام حسین(ع)
نوشته شده توسط انجمن منجیان در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 ساعت 9:7 قبل از ظهر | لینک ثابت |
» مادران افغان و جهان روزتان مبارک باد

گروه انجمن منجیان ولادت بانو دو عام و روز مادر را به تمام مادران افغان و جهان تبریک عرض میدارد

نوشته شده توسط انجمن منجیان در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389 ساعت 7:11 بعد از ظهر | لینک ثابت |
»
میلاد با سعادت حضرت فاطمه را به همه دوست داران آنحضرت تبریک عرض میداریم
نوشته شده توسط انجمن منجیان در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ساعت 7:24 قبل از ظهر | لینک ثابت |
» روزمعلم
گروه انجمن منجیان روز معلم را به همه معلمان افغانستان و جهان تبریم میگوید.

و برای همه آنها آرزوی موفقیت دارد.تا آنها بتوانند که شاگردانی خوب و فهمیده تربیه کنند.

نوشته شده توسط انجمن منجیان در دوشنبه سوم خرداد 1389 ساعت 10:19 بعد از ظهر | لینک ثابت |
» ازدواج سخت نيست اگر ...

بيشتر جوانان به دليل واهمه از مشکلات اقتصادي و هزينه هاي بالا در تشکيل خانواده ،ازدواج را به تاخير انداخته تا پس از جمع آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند که بايد به جوانان گفت که روزي دست خداست.  

اين جمله را شايد از طرف پدر و مادر و اقوام به گوشتان خورده باشد"مگه ماها که ازدواج کرديم اولش چي داشتيم"!"روزي دست خداست."

در حال حاضر جوانان مشکلات اقتصادي و مستقل نبودن را سد راه ازدواج و تشکيل خانواده مي دانند و برگزاري مراسم و هزينه هاي سنگين و  توقعات طرف مقابل با داشتن يک حقوق کارمندي کافي نمي دانند.

اگر جوانان به زندگي گذشتگان و پدر و مادرشان توجه داشته باشند همه آنها از زندگي در خانه پدربزرگان و دور هم با وسايل ابتدايي و ساده مي گويند و بعد از چند سال و داشتن دو سه فرزند صاحب همه چيز از جمله خانه بزرگتر  و وسايل بهتر شدند.

جوانان بايد از زندگي پدر و مادرها و کساني که چند ساله ازدواج کردند مي توانند درس بگيرند که زندگي ساده ولي با صبر و گذشت و به دور از افراط و تفريط ،  توانسته اند يک زندگي خوب و متوسط داشته باشند.

جوانان زمان ازدواج و داشتن زندگي مستقل را زماني که خانه و ماشين و درآمد کافي براي برگزاري مراسم عروسي را داشته باشند مي دانند و از ازدواج کردن واهمه دارند.

بيشتر جوانان به دليل واهمه از يک زندگي مستقل،ازدواج را به تاخير انداخته تا پس از جمع آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند.

اما اغلب اين گونه دغدغه ها براي جوانان روا نيست، زيرا با حداقل ها نيز مي توان زندگي را آغاز کرد،چون رزق و روزي در گرو ازدواج است.

در همين زمينه بسياري از احاديت و آيات قرآني آورده شده است،"خانواده تشکيل دهيد که آن براي شما روزي آور است"و رسول اکرم(ص) در کلام شيرين ديگري مي فرمايد:"با زنان ازدواج کنيد که آنان،ثروت و روزي مي آورند."

پيامبر گرامي مي فرمايد:"به وسيله ازدواج روزي بيابيد."

نه تنها عنايت الهي در ازدواج محسوس است، ازدواج عاملي است براي دستيابي به روزي.

اما نمي‏توان صرفا به دليل کار يا شغل کم درآمد ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن پول، کنار گذاشت. همان طور که در احاديث ديگر ديده‏ايم ، به فرموده پيامبر(ص) :" بي همسران را همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزي‏شان را زياد مي‏کند و به جوان‏مردي شان مي‏افزايد". از اين نکته بر مي‏آيد که به واسطه امر مهم ازدواج، خداوند، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري مي‏کند.

درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما بعضي از تاخير در ازدواج ها واقعا از بي پولي نيست بلکه راضي نبودن به آن اندازه دارايي است که مي تواند يک زندگي دونفره ي ساده را تشکيل داد. 

ديدگاه کارشناسان و صاحب نظران نيز در اين خصوص اين است:"جوانان موانع اقتصادي را مهمترين مشكل ازدواج و ادامه تحصيل را مقدم بر امر ازدواج مي‌دانند".

"مشكلات اقتصادي ، بالابودن هزينه تهيه جهيزيه ، ميزان مهريه ، اجاره و خريد خانه ، بالابودن هزينه مراسم عروسي، مشكلات فرهنگي و موانع خانوادگي و اجتماعي را از ديگر موانع سد راه ازدواج جوانان مي دانند".

"اما کارشناسان بر اين باورند بهترين راه تامين هزينه‌هاي مربوط به ازدواج را تامين هزينه‌ها از سوي والدين، پس‌انداز و توان مالي شخصي، وام گرفتن از بانكها و صندوق‌هاي قرض الحسنه است و جوانان در آغاز زندگي مي توانند به راحتي اين مشکلات را حل کنند".  

فلسفه رزق و روزي بعد از تشکيل خانواده در بين جوانان بايد به يک باور اعتقادي تبديل شود تا از ازدواج و تشکيل خانواده ترسي نداشته باشند.

براي حل بحران بالا رفتن سن ازدواج همه بايد دست به دست هم بدهيم . هر کس در حد توان خود . اگر در حال حاضر جوانان کمي از سختگيري‏ها بکاهند و با دقت و به آساني به آن بنگرند و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنند ، شرايط ازدواج را مهيا ساخته اند.

 

نوشته شده توسط انجمن منجیان در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 ساعت 2:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |
» پیام عذرخواهی
سلام به همه دوستان گلمان خوب هستید انشاءالله

به علت اینکه تعدادی زیادی از همکاران ما به جلسه حاضر نشدند و مشکلات گروه ما بی اندازه زیاد شده و نمی توانیم زود به زود آپ کنیم و مطالب منتشر کنیم بخاطریکه این یک وبلاگ دسته جمعی است و اجازه به درج مطلب جدید را ندارم اگه نمی توانیم جواب کامنت های خصوصی بعضی از دوستان را بدهیم

معذرت میخواهیم به امید که تمام اعضای گروه انجمن منجیان باز دوباره کنارهم جمع شوند

با احترام

یک تن از اعضای گروه

نوشته شده توسط انجمن منجیان در پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 ساعت 5:33 بعد از ظهر | لینک ثابت |
» آخرین نوشته ها